دندون پنجم.ششم.هفتم و هشتم و راه افتادن کامل شاهزاده
سلام پسرم قند عسلم تاج سرم.
تو شدی شاهزاده ی خونه ی ما.
بابا محمود پادشاه
....منم ملکه
...توام که شاهزاده
عزیزم بلا شدی .شاید این کلمه ی بلا شدی رو تو هر پست وبلاگم بگم.آخه نمیدونی چکارا که نمیکنی و هر روز بلا بازی هات بیشتر میشه.
مثلا همین دیشب یعنی 17 خرداد بود که تو از یه گوشه خونه مثه جوجه اردکا قدم زدی به گوشه ی دیگه ی خونه...منو نگاه میکردی و با لبخند و گفتن کلمه بَق بَق اومدی سمتنم.من شمردم قدمهاتو.هزار الله اکبر پنج شش قدم زدی.میدونی هنوز40روز مونده تا یک سالگیت!!!
برقو نشون میدی و میگی بَق.
مگس،مورچه،پشه و پرنده رو ببینی میگی توتو.البته با یه لحن خاااااص.رو ت تشدید میذاری. و ت رو میکشی.
گل رو میبینی و میگی گل.
عاشق توپی.قلش میدی و گاهی هم میفرستیش زیرمبل.و خودتم دمر میشی و اگه بتونی بر میداریش اگه نه شکایت میکنی.یوی از توپات با ضربه نور میده و تو هم میکوبیش به زمین و بعد تماشا میکنی.
به زبون خودت حرف میزنی و خیلی هم پر حرفی.
میگم توپ کجاس؟ب توپهات نگاه میکنی.
گربه کجاست؟به گربت نگاه مییکنی.خیلی هم پیشیو دوس داری.گذاشتمش زیر سرم و تا دیدی اومدی و سرمو هول میدادی تا گربه رو برداری.
امروز هم22 خرداد ماه دوباره تب کردنات شروع شد فک کنم برای دندون پنجمته....خیلی داغ شدی و باز دوباره استامینوفن روو کردم.
بازیهایی ک انجام میدی♡
ماشین بازی.اینقد قشنگ میکشیش رو زمین و دوس داری.بعضی وقتاهم رو صفحه tv
کلاغ پر با من♡کلاااغ پر...توتو پر...امیررضا پر...امیررضا ک پر نداره از خودش خبر نداره...وقتی ک پر دار شد...باباش خبر دار شد.این بازی رو با عمو هم انجام میدی و تا اسم ببعی رو بیارن شورو میکنی به دست زدن ک ببعی ک پر نداره....
همراه من دستتو رو زمین میذاری و میگی پر.
سوار دوچرخت میکنم و تو خیابون دورت میدم.
امیررضا بهت شونه میدم و میکشی رو موهام.نون میدم میزنی ب لبام و اینقد فشار میدی یعنی بخور.
میگم بینی بده بینی بده سرتو میاری جلو و بینی تو میاری جای دستم.
وقتی اب میخوای خودت میری جای یخچال و اگه لیوان اونجا باشه بر میداری.
دیشب23خرداد یه حرکت خیلی جالب ازت دیدم ک دبگه داشتم شاخ در میاوردم
داشتی پی پی میکردی و منم میگفتم اه اه.پیف پیف.همیشه موقع پی پی این کلماتو میگم .بعد یه لحظه حوله رو برداشتم تا بشورمت دیدم یه پاچه شلوارکتو دراوردی و میخوای اون یکی رو هم در بیاری.و بعد اون یکی پاچه روهم دراوردی و ب من لبخند زدی .بعد من کلی تشویقت کردم و گفتم بیا بریم حیاط بشورمت دیدم داری پوشکو هم میکشی تا دریاری.و چسب پوشکو هم باز کردی...امیررضا واقعا تو باهوشی هزار ماشالله.این کارو در 10ماه و 27روزگیت انجام دادی.
میبرمت تو حیاط و میشورمت و بعد خیلی حرفه ای تو دسشوی میگیرمت تا جیش بکنی.هههه.البته اینکارو دوس نداری منم دیگه انجامش نمیدم.
..
.
.
.
.
الانم که تیر ماه شده و خیلی قشنگ راه میری و ماهم کیف میکنیم.
میری سر کشو و تموم لباساتو میریزی بیرون و میری پای کابینتا و کاسه بشقابای منو نیریزی بیرون...خسته شدم بس ک با پارچه در کابینتا رو بستم.دیگه زدم به در بیخیالی.بزن بشکن....گناه داری آخه ماشالله بس که فضول و کنجکاوی همش در حال اکتشافی و منم دایم در حال گفتن جیزه.دست نه.بذار بشین.نکن....وای بی خیال !تو الان موقع شیطنت و بازیته...خوب دوس داری با لوازم بزرگترا بازی کنی اشکال نداره عسلم راحت باش
دیگه به خودم قول دادم اینقد بهت گیر ندم.
بهت نگاه میکنم و میگم این کوچولو با نیم وجب قد زورش از من بیشتره...گاهی اشک منو در میاری و میفهمم چقدر تو قوی هستی کوچولوی دوس داشتنی.
راستی میبرمت تو خیابون و با دوچرخه ک بازیت نیدم بعد از تو دوچرخه نیارمت پایین و یه دستتو میگیرم تا خودت قدم بزنی.تو بیشتر دوس داری دستتو نگیرم .بعضی وقتاهم دستتو ول میکنم و تو هم نثه جوجه اردکا راه میری.
راستی عسلم بهت میگم بوسه بده لباتو میچسبونی رو لبام و وااااقعنی بوس میدی با صدا.
ادکلن میدم میگم بو کن و تو میگیری جای مماخت و به به.
30خرداد دندون نیش بالاییت در اومد و 4 تیر تیر دندونای نیش پایینیت در اومد.و دندون نیش بالایی سمت چپی 10 تیر در اومد



دندون پنجم.ششم.هفتم و هشتم و راه افتادن کامل شاهزاده 


